تبليغاتX
قلم واندیشه



شهر زیبای مردگان
چه میهما نان بی دردسری هستند

مردگان !

نه به دستی ظرفی را چرک میکنند

نه به حرفی دلی را آلوده !

تنها به شمعی قانع اند و اندکی

سکوت !...

(حسین پناهی)

به میهمانیشان رفته ای

شهرشان رادیده ای

شهر زیبای مردگان را می گویم

خیابان های شهرشان همه با نامهای زیبایی آراسته شده اند

مقربون / مومنین / جنهّ / کوثر / و...............

در شهر زیبای مردگان از همه چیز دل می کنی وفقط به یاد خدا هستی

تمام چیزها /تمام مادیات / تمام فکر هایی که در سر داری در شهر مردگان به فراموشی سپرده می شود .

آنجا تنها به یاد این هستی که چه کردی ؟ که بودی ؟ وبا چه عملی می خواهی به درگاه حق بشتابی .

درشهر مردگان سکوتی حاکم است که هیچ جای دیگر نمی توانی این سکوت را ببینی .

و تنها در آنجاست که بعد از گریه آنقدر سبک می شوی که دوست داری تنها ورها از همه چیز به سوی خدا بروی .

راستی به شهر مردگان چه وقتهایی سرمی زنید ؟

هرروز / یک روز در میان / هر هفته /  جمعه ها /گاهی اوقات / اصلا ؟؟؟؟


موضوع : اینو شنیدی ؟
| +| نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 11:7 توسط آرزو - كلاهچی |