سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

اللهم ارزقنی شفاعه الحسين يوم الورود، و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين، الذين بذلوا مهجهم دون الحسين علیه السلام. *
پروردگارا شفاعت حضرت حسين(ع) را روزی که بر تو وارد ميشوم، روزيم کن و مرا نزد خود، ثابت قدم بدار به صدق و صفا با حضرت حسين و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسين (ع)فدا کردند، هم نشين و هم صحبت باشم.
به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقيست
اميد اينكه در كنار ضريح پاكت خودم را رها از تمام امور دنيوي با خاطري آسوده ببينم
وسبكبال به سوي معبود بشتابم .يعني لياقت آمدن به سويت رادارم .................
السلام عليك يا اباعبدالله
امت عاشورايى
«عاشورا» در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و «نهضت كربلا»، در طول چهارده قرن، با كوثرى زلال و عميق، سيراب كننده جانها بوده است.
هم اكنون نيز عاشورا، كانونى است كه ميليونها دايره ريز و درشت از ارزشها، احساسها، عاطفهها، خردها و ارادهها بر گرد آن مىچرخد و پرگارى است كهعشق را ترسيم مىكند.
بى شك، محتواى آن حماسه عظيم و انگيزهها و اهداف و درسهايش يك «فرهنگ» غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مىدهد و در حوزه وسيع تشيع و دلباختگان اهل بيت، كوچك و بزرگ و عالم و عامى، همواره با «فرهنگ عاشورا» زيسته، رشد كرده و براى آن جان باختهاند، تا آنجا كه در آغاز تولد، كام نوزاد را با تربت سيد الشهدا«ع» و آب فرات بر مىدارند و هنگام خاكسپارى، تربت كربلا همراه مرده مىگذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على (ع) عشق مىورزند و براى شهادتش اشك مىريزند و اين مهر مقدس، با شير وارد جان مىشود و با جان به در مىرود.
پيرامون ضرورت كار درباره نهضت كربلا، تاكنون بسيار نوشته، سروده و تحقيق شده است و صاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونهگون به اين حماسه نگريستهاند، بگونهاى كه مجموعه آثار مربوط به قيام كربلا و مسائل جنبى آن، كتابخانه عظيمى را تشكيل مىدهد، اما ... هم چنان زمينه و ميدان براىپژوهش و عرضههاى جديد در اين باره باز است. بقول «صائب»:
يك عمر مىتوان سخن از زلف يار گفت * در بند آن مباش كه مضمون نمانده است
پس اگر همه عمر و با زبانهاي مختلف و مفاهيم گوناگون و در قالبهاي متفاوت بنويسيم و بگوييم باز هم كم است و اندك، مگر خداوند به فضل بيمنتهايش ما را يار و مدد كار باشد تا بتوانيم دين و وظيفه خود را به انجام رسانيم.
به نقل از وبلاگ کشتی نجات
نهضت امام حسينعليهالسلام نهضتى مقدس، متعالى و روحانى بود. پاكى، خلوص، بىاعتنايى به دنيا، برى بودن از اغراض شخصى و آز و جاهطلبى و خودخواهى از ويژگيهاى اين قيام است. انقلاب آن حضرت درس قسط، عدالت، توحيد، شرافت، ايثار و فداكارى به مردم داد.
فرزند پيامبرصلى الله عليه وآله با خون خويش درخت اسلام را كه رو به خشكيدگى گذاشته بود، آبيارى كرد و در تاريكى ظلم و فساد بنىاميه درخششى بوجود آورد كه آن محيط ظلمانى را نور و روشنايى بخشيد و بزرگراه سعادت را نمايان كرد و چهره اسلام را چنان كه هستبر جهانيان آشكار ساخت به همين جهت است كه سوره «الفجر» سوره «الحسين» نامگذارى شده است.
از امام صادقعليهالسلام نقل شده كه اين سوره درباره حسينعليهالسلام نازل شده و سوره حسين است و چون آن جناب با اخلاص كامل در راه خدا خاندان و اموالش را فدا نمود، با اطمينان و اشتياق فراوان به ديدار معبود خود شتافت و مصداق واقعى «نفس مطمئنه» واقع شد، و در نزد پروردگار در جوار رحمتش قرار گرفت، لذا امام صادقعليهالسلام فرمود: مقصود از «نفس مطمئنه» حسين و ياران اوست كه صاحب نفس مطمئنهاند كه در روز قيامت رضوان خدا براى ايشان است و خداوند از ايشان راضى است.
او كسى است كه با نيل به درجه رفيع شهادت جاودانگى يافت، به ميزانى كه در راه موضوعى فدا و فانى مىشود ارزش آن را به خود مىگيرد و كسب مىنمايد.
حسينبن علىعليهالسلام كسى است كه تمام هستى و متعلقات خويش را با اخلاص در راه خدا كه اصل و منشا تمام كمالات و تقدسهاست، فدا و فانى نموده است پس جاى شگفتى نيست كه بگوييم تمام تقدسها و كمالات و جاودانگى به وجود فدا شدهاش انتقال يافته است. و نيز بىجهت نيست كه محبت و عشق به آن حضرت در دلهاى مؤمنان جايگزين شده به همانگونه كه محبت و علاقه به خداوند در آن دلها جاى دارد. لذا از رسول اكرمصلى الله عليه وآله نقل شده است: «همانا براى شهادت حسينعليهالسلام حرارتى وجود دارد كه هيچگاه سرد نمىشود. و نيز فرمود: «براى حسينعليهالسلام در دلهاى مؤمنان محبتى است».
آرى! حضرت سيدالشهداعليهالسلام كه از روى خلوص به پيشگاه معبود خويش سر عبوديت فرود آورده و بر آن مداومت ورزيده، به اوج كمال و قرب رب ذىالجلال رسيده و آن قدر شرافت و قداست پيدا كرده كه صحيح است او را به خدا نسبت دهند، مثلا بگويند: دست او، دستخدا، خون او خون خدا و گوش و زبان و چشم او، گوش و زبان و چشم خداست، و اين بدان جهت است كه توجه به خدا، فدا شدن در راه او، و استمرار بر طاعتش، چنان انقلابى در وى به وجود آورد كه عظمتخداوندى به او نسبت داده مىشود زيرا از معنويت ارتباط با خداوند متاثر گشته است. در اينباره حديثى از امام باقرعليهالسلام نقل شده است كه همين معنى را مىرساند و مىفهماند كه آدمى با رشته ارتباط و بندگى خالصانه خدا به مقامى مىرسد كه در فكر نگنجد و شرافت و قداست و ابديت ذات اقدس ربوبى او را متاثر مىسازد و آن خصوصيات به او انتقال مىيابد:
... ان الله جل جلاله قال: ما تقرب الى عبد من عبادى بشىء احب الى مما افترضت عليه و انه يتقرب الى بالنافلة حتى احبه فاذا احببته كنتسمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسانه الذى ينطق به و يده التى يبطش بها. ان دعانى اجبته و ان سالنى اعطيته.
حسين بن علىعليهالسلام كه در راه خدا و در راه افكار عاليهاش شهيد شد وجود مادى خود را نفى كرد اما به صورت منبع فضيلت و مركز شرافت و عظمت وجود جاودانه خود را اثبات نمود عقل و دين حكم مىكند كه بزرگان و افراد برگزيده را در حال حيات و ممات ارج نهيم و آنان را دوستبداريم و از ياد نبريم و در سالروز وفات و شهادتشان مجالس يادبود برپا كنيم. به ويژه كه آن شخص تمام هستى خودش را در طبق اخلاص نهاده و از هيچ فداكارى در راه خدا دريغ نورزيده باشد.
حسينبن علىعليهالسلام براى هدفى بس عالى در راه معبود خود با نفس نفيس جهاد نمود. و براى احياى فضيلت و شرافت و برقرارى آزادى و بيدارى بشر قيام كرد. پس سزاوار است كه تمام جوامع انسانى - خواه مسلمان خواه غيرمسلمان - به پاس احترام و بزرگداشت آن شخصيت عظيمالشان سالروز شهادت آن حضرت را بزرگ بشمارند و به سوك و ماتم بنشينند.
او ابرمرد عالم و شخصيتبسيار بزرگوارى است كه تمام مكارم و فضايل را دارا بود به گونهاى كه ابعاد گسترده بسيار وسيع وجودش همگان را متحير ساخته است.
از لحاظ نسب نيز كسى به پايه امام حسينعليهالسلام نمىرسد: جدش رسول خدا سيدالمرسلين و خاتمالنبيين و پدرش على مرتضى سيدالوصيين و مادر فاطمه زهرا سيده نساء عالمين و برادرش امام حسن مجتبى، و عمويش جعفر طيار و عموى پدرش حمزه سيدالشهداء است.
منابع:
۱- ... و انى لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى... رك: بحارالانوار، 44/329 .
۲- تفسير القرآن، سوره فجر.
۳- حسين وارث آدم، صفحه 212 به بعد.
خدایا:
مرا به بهترین راه {که راه پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت ایشان(ع) است} ببر
و چنانم کن که بر دین و آیین تو بمیرم و زنده گردم ....
« صحیفه سجادیه - نيايش 20 »
آيا مي دانيد كه:
ـ در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسين به شهادت رسيدند، طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده انصاري
ـ در كربلا، يك زن بنام اُمّ وهب نمريه قاسطيه همسر عبدالله بن عمير كلبي در دفاع و حمايت از امام به شهادت رسيد
ـ در كربلا دو زن بنامهاي اُمّ عبدالله بن عمير و اُمّ عمر بن جناده در ياري امام حسين جنگيدند
ـ در كربلا اعضاي بدن سه نفر از ياران و اصحاب امام حسين تكه تكه شده است، عباس بن علي، علي بن الحسين و عبدالرحمان بن عمير
ـ در كربلا چند گروه از برادران به همراه امام به شهادت رسيدند
الف: عباس،عثمان،جعفر، ابوبكر،عبدالله، همگي از فرزندان مولا اميرالمؤمنين و برادران امام حسين بودند
ب: علي اكبر و علي اصغر از فرزندان امام حسين
ج: قاسم، ابوبكر،عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبي
د: عون و جعفر از فرزندان حضرت زينب و عبدالله بن جعفر
ه: عبدالله و محمد از فرزندان مسلم بن عقيل
و: مسلم و عبد الرحمان و جعفر از فرزندان عقيل بن ابي طالب
ـ در كربلا سرهاي سه نفر از ياران امام حسين به سوي آن حضرت پرتاب شد، عبدالله بن عمير كلبي عمر بن جناده، عابس بن ابي شبيب شاكري
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی!
گفتم: من اول در اتاقم کاری دارم بعد خواهم رفت. حال عجیبی به من دست داد وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلوی عصرعاشورا را شروع کردم.
قلم را که برداشتم، تابلویی شد که الآن هست، بدون هیچ تغییری.
تفکر حاکم بر تابلو هم همان اصل حاکم بر تابلو ضامن آهو است، یعنی تمام خطوط مدور بوده و به وجود مبارک حضرت زینب (س) ختم می شد.
منبع: عصر ایران ۲۰/۱۰/۸۶
خورشيد خونرنگ عاشورا غروب كرد. دو روز پس از آن حادثه، پيكر مطهّر شهيد بزرگ و سالار سپاه حسين(ع)، سقّاي كربلا،علمدار سيدالشهدا، عباسبن علي(ع) توسّط گروهي از طايفة بني اسد دركنار نهرعلقمه به خاك سپرده شد. امام سجاد(ع) كه خود را براي دفن پيكر شهدا به كربلا رسانده بود، نوبت دفن بدن امام حسين و عباس كه شد، شخصاً وارد قبر شد و آن دو پيكر خونين را درون قبر گذاشت.
مدفن مقدّس حضرت ابوالفضل(ع) درفاصله اي حدود سيصد متردرشرق قبرمطهّرامام حسين، دريك بلندي در سرراه غاضريّه قرار دارد و مزار او جدا از مرقد سيدالشهدا است تا مركزيّتي براي عاشقان معنويّت باشد و قبله و بارگاه ملكوتي و با صفاي او هم جايي باشد براي ياد خدا و دعا و نيايش تا دستهاي پر نياز و دعا خوان به درگاه پروردگار بلند شود و به نام اباالفضل، كه باب الحوائج است، متوسّل گردد.
مرقد حضرت عباس در كربلا همواره مورد توجّه شيفتگان حق بوده است و زائرانش با خضوع و خشوع و ادب، با چشمي اشگبار و با احترام به مقام والا و جايگاه رفيع اين اسوة وفا و فتوّت، آن را زيارت ميكرده و ميكنند. و با ارج نهادن به وفا و فداكاري او، از زندگي و شهادت آن سرباز و سردار رشيدِ كربلا الهام ميگيرند و درس غيرت مي آموزند. اين خط، همچنان در فرهنگ شيعي تداوم دارد.
عباس در دل و جان زائران موقعيّتي ويژه دارد. او را به عنوان باب الوائجي كه در حرمش حاجت ميدهد ميشناسند. مهابت نام عباس در دل دوست و دشمن نهفته است، حتي دوستانش از قسم دروغ به نام او ميترسند و بدخواهان هم از بي احترامي به مزار و زائران و حرم اباالفضل هراس دارند و از قهر و غضب عباس حساب ميبرند.
چه بسيار بزرگاني كه با ادب در آستان اباالفضل به زيارت خاضعانه پرداخته اند وچه بسيارحاجتمنداني كه با توسّل به او، حاجت خويش را از خدا گرفته اند. زيارت او مورد سفارش وتأكيد پيشوايان دين بوده و براي آن، آداب و دستورهاي خاصّي گفته اند كه در كتابهاي دعا و زيارت آمده است.
محبوبيّت اباالفضل العباس در دل شيعيان از محبّت و احترام ائمّه به آن حضرت سرچشمه ميگيرد. آنان كه عاشقانه براي او نذر ميكنند و اطعام ميدهند، دلباختگان كرامت و جوانمردي و فتوّت اويند. حضرت زهرا عباس را همچون فرزند خود ميداند و به او عنايت ويژه دارد.

