تبليغاتX
قلم واندیشه



عشق و ايمان

مهربانا:

 

سايبانی از جنس اشک و نياز می‌خواهم

تا سجاده دلم را در آن بگسترانم

و با دستان خسته قنوتم

از تو بخواهم

که بر وجود سردم

نور نگاهت را بتابانی

و گل های زيبای عشق و ايمان را

بار دگر در من تازه گردانی ...


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:16 توسط آرزو - كلاهچی |


مناجات

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

 

خدایا نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

 

خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.

 

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

 

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کفرخدای بزرگ است.

 

خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

 

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاک مرا از یادتو دور نکند.

 

خدایا من کوچکم،ضعیفم و ناچیزم،پر کاهی در مقابل طوفان ها هستم به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تدبیر کنم.

 

خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ی ستمگران و ظالمان قرار مده.

 

خدایا می خواهم فقیری بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند.

 

خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

 

خدایا دردمندم،روحم ازشدت درد می سوزد،قلبم می جوشد،احساسم شعله می کشد وبندبند وجودم ازشدت درد صیحه می زند تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام،پیرشده ام،دل شکسته ام،ناامیدم ودیگرآرزویی ندارم،احساس می کنم که این دنیا دیگرجای من نیست با همه وداع می کنم ومی خواهم با خدای خود تنها باشم.

 

خدایا،خدایا به سوی تومی آیم ازعالمیان می گریزم تومرا در جوار رحمتت ساکن نما .

                                               شهید دکتر چمران

 


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 8:22 توسط آرزو - كلاهچی |


نیایش امروز.... پروردگارا......

پروردگارا به من آرامش ده

 

 

تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم

 

 

دليري ده

 

 

تا تغيير دهم

 

 

بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم

 

 

مرا فهم ده

 

 

تا متوقع نباشم دنيا و مردمان آن مطابق ميل من رفتار كنند.

 

 

 

جبران خليل جبران

 

 


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 9:6 توسط مریم/امینیان |


سلام بر گل نرگس

اين صدر الخلائق ذوالبر و التقوي

 

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی

مایه آزادی ما می شدی

همیشه منتظر اون وقت می مونم.


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 15:54 توسط مریم/امینیان |


مناجات....

خدایا....

تا تو را، فقط تو را بخوانم. تا تو ندای قلبم را پاسخ دهی.

و من یقین دارم به دوست داشتنت!!! کاش من هم چون تو، بتوانم دوستت بدارم خدایا!

خدایا نمی‌خواهم در پشت درهایی که به حکمت تو بسته می‌شوند بمانم. در پی درهایی هستم که به رحمت تو باز می‌شوند...

خدایا! جان جانان! مرا به حال خویش نگذار و هماره یادت را در قلب کوچکم جاودانی ساز تا با تو همیشه و هر زمانی و هر لحظه‌ای آرام گیرم و نجات یابم از طوفان‌های زندگی.

گرچه زمانه و مردمانش گاهی فراموش می‌کنند که برای چه زندگی می‌کنند!!!


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 20:6 توسط مریم/امینیان |


آن گاه که..............
 

 

 

 

  

 

 

آن گاه که تنها شدی و در جست و جوی يک تکيه گاه مطمئن هستی، بر من توکل نما. (نمل/79)

آن گاه که نوميدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی، به من اميدوار باش. (زمر/53)

آن گاه که سرمست زندگانی دنيا و مغرور به آن شدی، به ياد قيامت باش. (فاطر/5)

آن گاه که در پی تعالی و کمال هستی، نيتت را پاک و الهی کن. (فاطر/5)

آن گاه که دوست داری به آرزويت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت نمايم. (غافر/60)

آن گاه که دوست داری کسی همواره به يادت باشد، به ياد من باش که همواره به ياد تو هستم. (بقره/152)

آن گاه که دوست داری با من هم سخن شوی، نماز را به ياد من بخوان. (طه/14)

آن گاه که روحت تشنه نيايش و راز و نياز است، آهسته مرا بخوان. (اعراف/55)

آن گاه که شيطان همواره در پی وسوسه توست، به من پناه ببر. (مومنون/97)

آن گاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت، در توبه به روی تو باز است. (قصص/67)


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 15:55 توسط مریم/امینیان |


خدایا.............

خدايا .......

به من توفيق تلاش در شکست ؛ صبر در نوميدی ؛

رفتن بی همراه ؛ جهاد بی سلاح ؛ کار بی پاداش ؛

فداکاری در سکوت ؛ دين بی دنيا ؛ مذهب بی عوام ؛

عظمت بی نام ؛ خدمت بی نان ؛ ايمان بی ريا ؛

خوبی بی نمود ؛ گستاخی بی خامی ؛

مناعت بی غرور ؛ عشق بی هوس ؛

تنهائی در انبوه جمعيت و

دوست داشتن بی آنکه دوست بداند ؛

روزی کن .

                                                                                                   دکتر شریعتی


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 16:50 توسط مریم/امینیان |


وقتی چشات دیگه اشکی برا ی ریختن نداشت،

وقتی چشات دیگه اشکی برا ی ریختن نداشت،

وقتی دیگه قدرت فریاد زدنم نداشته باشی،

وقتی دیگه هر چی دل تنگت خواسته باشه ، گفته باشی .

وقتی دیگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته باشن ،

وقتی از درون تمام وجودت یخ بزنه ،

وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ کنی ،

وقتی احساس می کنی که تنها ترین تنهای دنیا هستی ،

وقتی باد شمع نیم سوخته ی اتاقتو خاموش کرد ،

چشماتو ببند و با تمام وجود از خدا بخواه که

صدات کنه ...


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 8:40 توسط آرزو - كلاهچی |


نیایش

                                                                    

خدايا دلم را از محبت ودوستي آکنده کن

که محبت و عشق به توو دوستي و مهرباني

با آفريده هاي تو ، کليد رستگاري است

خدايا، کمکم کن

تا از هرچه تو نمي پسندي بيزار شوم

خدايا، کمکم کن

تا از گناه و بد خواهي و بخل و خشم نيز بيزار شوم.

                               الهی آمین


موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 22:6 توسط مریم/امینیان |


خداي من!
                  
خداي من!
خواندمت، پاسخم گفتي؛
از تو خواستم، عطايم کردي؛
به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي؛
به تو تکيه کردم، نجاتم دادي؛
به تو پناه آوردم، کفايتم کردي؛
خدايا!
از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان نکن.
از آستان مهرت نوميدمان مساز.
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مکشان.
از درگاه خويشت ما را مران.

اي خداي مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت ببخش
و جسم و دينم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل کن
و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من!
اگر آنچه از تو خواسته‌ام، عنايت فرمايي، محروميت از غير از آن، زيان ندارد
و اگر عطا نکني هرچه عطا جز آن منفعت ندارد.
يا رب! يا رب! يا رب!

خداي من!
اين منم و پستي و فرومايگي‌ام
و اين تويي با بزرگي و کرامتت
از من اين مي‌سزد و از تو آن ...
چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني.

خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌اي با اين همه کار بد که من مي‌کنم و اين همه زشتي کردار که من دارم.

خداي من!
تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصله‌اي که من از تو گرفته‌ام.
تو که اين قدر دلسوز مني! ...
خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟
تو کي غايب بوده‌اي که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند.
کور باد نگاهي که ديده‌باني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجره‌اي که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زيانکار باد سوداي بنده‌اي که از
عشق تو نصيب ندارد.

خداي من!
مرا از سيطره ذلتبار نفس نجات ده
و پيش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشيند از شک و شرک، رهايي‌ام بخش.

خداي من!
چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيه‌گاه مني!
اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کرده‌اي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده....
يا رب! يا رب! يا رب!

بخشي از دعاي عرفه – ترجمه دكتر شريعتي

موضوع : مناجات
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 8:54 توسط آرزو - كلاهچی |