تبليغاتX
قلم واندیشه
قلم واندیشه
قلم و اندیشه در مهر و مهرورزی
اگر روزي دلم گرفت يادم باشد كه خدا با من است يادم باشد كه فرشتگان برايم دعا مي كنند يادم باشد كه ستاره ها شب را برايم روشن روشن خواهند كرد يادم باشد كه قاصدكي در راه است كه بهار نزديك است كه فردا منتظرم مي ماند يادم باشد كه من راه رفتن و دويدن مي دانم و جاده قدمهاي مرا خواهد شمرد .
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |

عید عزت موحدان وعظمت خداجویان

عید برکت رحمت وتجلی نور ایمان

عید آسودگی ازآتش غفلت ورهیدگی از زنجیر نفس بر همگان مبارک

"عید سعید فطر بر مسلمانان جهان مبارک باد "

-------------------------------------------------------------

برای پدر ومادر عزیزم که امسال دیگردربین مانیستند

و اکنون تو با مرگ رفته ای ؛

و من این جا ، تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس ، گامی به تو نزدیک تر

یادتان به خیر

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |

گاهی گمان نمی کنی ...ولی می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم 

که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است 

خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عا لم را در آن جاي دهم. 

حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را 

خدايا !می دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن 

بارالها! زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي 

 اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گوي 

خداوندا! راه گم کرده ام ، هدايتم کن 

خدايا! قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست 

خداوندا! به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم 

خدايا! شرکم را به يکتاييت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت 

گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت، تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتي هايم را به 

قداستت، تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسي ام را به لطفت ببخش 

خدايا! به خير و شر خود آگاه نيستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خير من در آن است 

 بر من فرو فرست و هر آنچه شري براي من در آن است از من دور گردان 

خدايا !به من يقيني ده که جز تو در هستي هيچ چيز نبينم 

خدايا ! به من دلي ده که جز مهر تو در آن هيچ مهري را راه نباشد 

خدايا! به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست 

خدايا! به من زباني ده که جز بر حمد تو گويا نگردد 

خدايا! هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خير من است 

بر زبانم جاري کن تا از تو تمنايش کنم که خود بسيار نادانم 

خدايا !خواسته هايم بسيارند ولي هيچ چيز در قبال آنها ندارم. 

 پس تو از مخزن بي انتهاي کرمت آنها را به من عطا کن .

خدایا ! به دوستانم وتمامی آنان که حقی بر من دارند عافیت ، عاقبت به خیری وسلامت عطا فرما وهمواره آنان را موفق وپیروز بدار .

خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت فرما.........!!

آمین یا رب العالمین

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
 

فرارسیدن شبهای پرفیض قدر

و شهادت امیرالمومنین حضرت علی (ع) 

 بر تمامی شیعیان تسلیت باد

  سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ 

  پاک و منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست فریاد فریاد بِرَهان ما

  را از آتش اى پروردگار من

 

بنویس نام مرا درکف دستت ای دوست

تا به هنگام قنوت نروم از یادت

التماس دعا

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
روزي لقمان به پسرش گفت:

امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.
اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي!
و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني!
پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم
چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري
هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي
در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي گيری
آن گاه بهترين خانه هاي جهان مال توست.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |

شايد نشود به گذشته بازگشت و يك آغاز زيبا ساخت ،

         ولي ميشود هم اكنون آغاز كرد و يك  آينده زيبا ساخت!

 

به نقل از وبلاگ زیبای نکات آموزنده

نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
چه آماده باشي چه نباشي روزي همه چيزبه پايان ميرسد.
ذيگر خورشيدي طلوع نخواهد کرد و روزها ساعات و دقايقي وجود نخواهد داشت.
همه چيزهايي را که جمع کرده اي خواه ارزشمند باشد يا فراموش شده به ديگري منتقل خواهد شد.
ثروت شهرت و پيروزي موقتي تو محو خواهد گرديد.آنچه تصاحب کرده اي ديگر اهميت نخواهد داشت.
کينه ها خشم ها شکستها حسادتهاي تو سرانجام ناپديد خواهد شد.
اميدها روياها ونقشه ها و فهرست برنامه هايت جملگي تمام خواهد شد.پيروزيها و شکستهايي که روزگاري بسيار مهم به نظر ميرسيدند رنگ خواهند باخت و بتدريج محو خواهد شد.
اهميت نخواهد داشت که از کدام مکان امده اي يا در کدام سمت جاده زندگي ميکردي .
آنچه اهميت دارد چيزي نيست که آنرا خريداري کني ،بلکه چيزي است که خودت بنيان مينهي.
چيزي نيست که بدست مي آوري، بلکه چيزي است که به ديگران مي بخشي.
آنچه اهميت خواهد داشت موفقيت تونيست، بلکه اهميت و معناي وجودي توست.
آنچه اهميت خواهد داشت چيزي نيست که تو آموخته اي، بلکه چيزي است که به ديگران آموزش داده اي.
آنچه مهم خواهد بود لياقت و توانايي ظاهري تو نيست ،بلکه شخصيت و ماهيت دروني توست.
آنچه اهميت خواهد داشت تعداد افرادي نيست که تو ميشناسي، بلکه به همان تعداد افرادي است که وقتي از ميان آنها رفتي کمبود وجودت را حس کنند.
آنچه اهميت خواهد داشت خاطرات تو نيست ،بلکه خاطرات آناني است که به وجودت عشق مي ورزيدند.
انچه اهميت خواهد داشت اين است که در چه مدتي ،توسط چه کسي و براي چه چيزي در ياد و خاطره ها زنده خواهي شد...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
خدايا

ياري ام ده تا به حال خستگان نظر محبت بيفكنم .

درون فروماندگان شاد كنم .

غريبان رابه مهرباني دريابم واشك يتيمان پاك كنم .

دستگيرم شوتا تيغ روزگار بر من تيز نشود ومرا رنجور وغريب ودرمانده نگرداند.

تا آنچه مي توانم نثار كنم ودر خير تو همواره به رويم گشوده باشد.

پس مرا دلي بي كينه عطا كن تا در هر كجا جز بذر عشق نكارم وهمواره به خاطر بسپارم كه:

از من ناتوان تر بسي باشد

و از من تواناتر هم كسي هست.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
بار خدایا

یاری ام ده تا هرچه میجویم فقط از تو بجویم وکارم را فقط به در گاه تو واگذارم .

دستگیرم شو که تو خدایی وما بنده ی بی چون وچرا

تو پادشاه بی همتایی ودر هر وعده ای با وفا

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط آرزو - كلاهچی |
Blog Skin