امشب که بلرزید دل و بغض و صدایت
آرام روان گشت دلـــت سوی خـــدایت
رفتی به در خـانۀ آن قاضی حاجــــات
یاد آر مرا، ملتمس لطـــف و دعـــایت

امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران،
اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست،
مارا به دعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
یاعلی جان مددی
امشب که بلرزید دل و بغض و صدایت
آرام روان گشت دلـــت سوی خـــدایت
رفتی به در خـانۀ آن قاضی حاجــــات
یاد آر مرا، ملتمس لطـــف و دعـــایت

باده باده ، می به می ، مست و خرابت می شوم
بــنــده ی جــام لــب و شــرب شــرابـت می شوم
نـغـمـه ی نی ، تـار و چـنگ ، آن مطرب شور آفرین
می نــوازد تــا ســحـر آنـدم کـه خـوابـت می شوم
فـکـر و ذکـر ، آیـیـن دل ، بـرد آن شـرار چـشـم تـو
آن غـــلام و مـــلـــزم پـــا بـــه رکـــابـــت می شوم
شــام و روز و مــهــر و مــه بی تـو کجا معنا گرفت
بــا تــو مــن تـفـسـیـر آن مـعـنـای نـابت می شوم
هـای و هـوی و قـیـل و قالم جز غم هجر تو نیست
صـفـحه ی دل را گـشـا مـن خـود کـتابت می شوم
به نقل از وبلاگ زیبای دل ودلدار (سیدامیرحسین مولانا )
ساعت زندگی را فقط و فقط یک بار می توان کوک کرد و هیچکس قادر نیست بگوید
که عقربه های آن چه زمانی از کار باز خواهد ایستاد و دیر یا زود این کار اتفاق می افتد
پس تا زمانی که صدای تیک تاک این ساعت به گوش می رسد قدر هر لحظه از زندگی
را بدانید ٬ هر تیک آن را و هر تاک آن را . تا زمانی که ساعت از حرکت نایستاده است
زندگی کنید و عشق بورزید ...
خدا می داند چه موقع عقربه های ساعت از حرکت باز خواهد ایستاد.

هر گاه مهر به شما اشاره کند دنبالش بروید .
حتی اگر گذرگاهش سخت و ناهموار است .
و وقتی بال هایش شما را در بر می گیرد اطاعت کنید .
حتی اگر شمشیری که در میان پرهایش پنهان است شما را زخمی کند .
و اگر با شما سخن گفت او را باور کنید .
گر چه صدایش رویاهای شما را بر آشوبد چون باد شمال که باغ را ویران می کند .
***
زیرا محبت در همان لحظه که با شما صحبت می کند شما را به صلیب می کشد .
و هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .
و هنگامی که بر فراز بالاترین درخت زندگی تان می رود سر شاخه های نازکی را که
جلوی آفتاب می لرزند نوازش می کند . همان وقت به ریشه هایتان که در خاک فرو
رفته می رسد و ان را در ارامش شب تکان می دهد .
***
چون دسته های درو شده گندم شما را در آغوش می گیرد .
و شمارا می کوبد تا عریان شوید .
و می بیزد تا از پوسته های خود رها شوید .
و می ساید تا مثل برف سفید شوید .
و می ورزد تا نرم شوید .
آنگاه شما را به آتش مقدس می سپارد
تا نان مقدس شوید بر خوان مقدس خداوند
جبران خلیل جبران

نسيمي دميد ، ازباغ دوستي ، دل را فدا كرديم.
بويي يافتيم ،از خزانه دوستي، به پادشاهي،بر سر عالم ندا كرديم،
برفي تافت از مشرق حقيقت ،آب وگل كم انگاشتيم ،ودو گيتي بگذاشتيم.
يك نظر كردي، درآن نظر ،بسوختيم وبگداختيم .
بيفزاي نظري و اين سوخته را مرهم ساز وغرق شده را درياب كه:
مي زده را هم به مي دارو ومرهم بود.
خداوندا!
نثار دل من اميد ديدار توست!بهار جان من در مرغزار وصال توست!
خواجه عبدالله انصاری
آورده اندکه:
در پهنه گیتی مرغکی است که تنها یک بار در زندگی خویش آواز می خواند . آوایی دلنشین تر از آواز هر مخلوق دیگری در گستره خاک .
از آن دم که ترک آشیانه می گويد خاربنی را مي جويد و تا آن را نيابد آرام نمي گيرد . چون آن را يافت در میان شاخسار گزنده مي نشيند و مي خواند و خود را بر فراز بلندترين و تیزترین شاخه خار مصلوب مي کند .
و در واپسين لحظه های زندگي در سوگ خويش بلند آوازتر از بلبل و چکاوک نغمه سرایی مي کند . نغمه ای آسماني به بهاي زندگي .
آنگاه تمامي جهان در سکوت فرو مي رود و بدان گوش مي سپارد و خداوند در ملکوت اعلاء لبخند مي زند .
زيرا بهترين ها هميشه به بهای رنجی جانکاه بدست مي آيد .
آواي مناجات و ربنا نوازشگر روان روزه داران

براي بسياري ازماايرانيان لحظات افطاربا ربناياستاد شجريان معني ميشود و بدون آن گويا افطار كردن چيزي كم دارد
اين دهان بستي دهاني باز شد ... تا خورندهي لقمههاي راز شد .. لب فرو بند از طعام و از شراب ...سوي خوان آسماني كن شتاب ...گر تو اين انبان ز نان خالي كني ...پر ز گوهرهاي اجلالي كني
...طفل جان از شير شيطان باز كن ..بعد از آنش با ملك انباز كن ...چند خوردي چرب و شيرين از طعام ..امتحان كن چند روزي در صيام ..چند شبها خواب را گشتي اسير ..يك شبي بيدار شو دولت بگير
بيتهاي معروف مولانا كه به مناجات موسوم است با غروب آفتاب و ورود به اوقات شرعي هر سال در ماه ضيافت، نوازشگر جان و روان روزه داران است و هر سالاين آواي ملكوتي كه باصداي جانبخش استاد محمدرضا شجريان پخش ميشود مقدمهاي براي نيوشيدن نواي ملكوتي ربنا است.
آواي ملكوتي ربنا نيز روح نواز و جانبخش است و صداي زنگ انتظار است كه در گوش آدميان پژواك مييابد و آنان را به لحظه موعود اذان نزديك ميكند و نويد بخش اوقات وصل روزه داران با خداي مهربان است.
توجه به عالم غير مادي از ويژگيهاي ماه مبارك رمضان است كه باعث نزديكي انسان به پروردگار ميشود و براي ايجاد اين ارتباط نوا و موسيقي روحبخش نيز يك راه است، بنابراين نياز به نواي خوش و هنر موسيقي اثر بخش در ماه رمضان بيشتر احساس ميشود.
با فرا رسيدن ماه رمضان حتي آنهايي كه اهل موسيقي و به خصوص آوازهاي روح نواز ايراني نيستند نيز رفاقتي صميمي و از عمق جان و پيوندي ناگسستني با نواي ربنا و مناجات مولوي قبل از افطار پيدا ميكنند كه نداي استاد محمدرضا شجريان برقراركننده اين ارتباط عارفانه است.
براي بسياري ازماايرانيان لحظات افطاربا ربناياستاد شجريان معني ميشود و بدون آن گويا افطار كردن چيزي كم دارد.
مناجات افشاری
ربنا شجريان
تواشيح
اذان مؤذنزاده اردبيلي
دعای افطار
دعای ماه رمضان
منبع : rezas.blogso
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة إنك أنت الوهاب [آل عمران - ۸]
(پرودرگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان؛ و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشندهای)
ربنا آمنا فاغفر لنا وارحمنا وأنت خير الراحمين [مومنون - ۱۰۸]
(… پروردگارا! ما ایمان آوریدم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن: و تو بهترین رحمکنندگانی)
… ربنا آتنا من لدنك رحمة وهيئ لنا من أمرنا رشدا [کهف - ۱۰]
(… پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتای برای ما فراهم ساز)
… ربنا افرغ علينا صبرا وثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين [بقره - ۲۵۰]
(… پروردگارا! پیمانهی شکیبایی و استقامت بر ما بریز؛ و قدمهای ما را ثابت بدار؛ و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان)
روزی شفیق بلخی از ابراهیم ادهم پرسید اگر نعمتی به تو رسد چه کنی؟ گفت اگر نعمت رسد شکر به جای آرم و اگر نرسد صبر کنم. شفیق بلخی گفت سگ های بلخ نیز چنین کنند که اگر چیزی رسد شکر کنند و اگر نرسد صبر کنند.ابراهیم گفت شما اگر نعمت رسد چه کنی؟ شفیق بلخی گفت اگر ما را چیزی رسد ایثار کنیم؛اگر نرسد شکر کنیم.

