تبليغاتX
قلم واندیشه
قلم واندیشه
قلم و اندیشه در مهر و مهرورزی

خدای مهربانم،

آنگاه که بر خود خشم گرفتم،

تو دستان پر مهرت را بر شانه هایم گذاشتی وگفتی:

" آرام باش؛من اینجا هستم."

آنگاه که چون ترس کودکان از تاریکی،از خود ترسیدم،تو گفتی:

"چیزی برای ترسیدن وجود ندارد؛

من اینجا هستم."

آنگاه که رگبار سرزنش خود را در پیش گرفتم،تو مرا در آغوش گرفتی

 و گفتی:"سرزنش لازم نیست،

اینها برای آموزش توست،نگران نباش؛

من اینجا هستم."

آنگاه که به توانایی های خود شک کردم،توگفتی:"هیچگاه شک نکن،

قدرت تو از من است،

تو قدرتمندی؛چون من اینجا هستم."

.......................

::: من اینجا هستم :::

........................

و حال که به خویش نظر می افکنم،

خود را سرشار از سپاس می بینم؛

چون میدانم تو اینجا هستی.

 ای مهربانم


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |
موجیم و وصل ما از خود بریدن است  ساحل بهانه ایست رفتن رسیدن است
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |
وقتی خیلی وقت پیش بچه بودم مثل همین حالاها از خدا خیلی چیزا می خواستم....

وقتی مامان واسم عروسک نمی خرید میگفتم خدایا به مامان بگو واسم عروسک بخره:قول میدم دختر خوبی باشم و دیگه اذیت نکنم.عروسک خریدم ولی قولمو یادم رفت

چند سال بعد وقتی  مریض شدم گفتم خدایا اگه خوب بشم قول میدم همیشه نماز شب بخونم و  نذر کردم . خوب شدم ولی....

وقتی بابا داشت ورشکسته میشد و خیلی شرایطمون سخت شد.دعا کردم وگفتم اگه خدایا کمکش کنی نماز میخونمو غیبت نمیکنم آدم خوبی میشم اصلا هرطور که بخوای میشم.مشکل ما حل شد ولی....

وقتی کنکور داشتم آرزو داشتم اون رشته ای که میخواستم قبول بشم دوباره دعا کردم خدایا قول میدم همه کارایی که بهت قول داده بودم انجام بدم.قبول شدم ولی.....

وقتی میخواستم کار پیدا کنم و ثبت نام کردم بازم دعا کردم.....خدا کمکم کرد ولی.....

وقتی میخواستم .......... ....مثل همیشه دعا کردم........خدا کمکم کرد ولی.......

.

.

من همیشه خدارو دعا کردم.......ولی.............

.

.

خدایا..اگه چیزی ازت بخوام با چه رویی بازم دعا کنم.......

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |

هر روز 17 بار بر سجاده به جزر و مد

 

                  می ایستیم تا "دریاشدن" فراموشمان نشود. 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |
سحر از هاتف غيبي به گوشم اين نــــدا آمد
تو گفتي كان ندا چون وحي منزل از سما آمد
كاي بيمار درد و غم ز جا برخيز و شادي كن
كه از دار الشـــــــفاء درد تو را امشب دوا آمد
سلام بر مهدی و بر منتظرانش
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |

           

          شعبان بهانه ای است برای دوستی با خدا ، لحظه هایت سرشار از این دوستی باد.

 

  

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |

در نزديك شدن به خدا همانند صياد مرواريد باشيد كه بارها

و بارها در اعماق دريا فرو مي‌رود . اگر چه ممكن است هر بار

با دست خالي باز گردد، اما نوميد نمي‌شود و دوباره و دوباره

به صيد مي‌پردازد . با اين اطمينان كه سرانجام آنچه را در

طلبش است ، به دست خواهد آورد .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |

هر گاه اسير چنگال دلهره و تنش هستيد به ياد بياوريد

كه خداوند جهان را پيش از آن كه شما در آن زاده شويد

مي‌گرداند و پس از آن كه آن را ترك كنيد هم خواهد

گرداند، پس آيا بهتر نيست گردش كارهاي جهان را

زماني كه در آن به سر مي‌بريم نيز به خدا واگذاريم ؟

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1387 توسط آرزو - كلاهچی |
اگر فکر کنید کاری را می توانید یا نمی توانید انجام بدهید٬ در هر دو صورت درست فکر کرده اید.

هیچ چیز معنایی ندارد مگر اینکه شما به آن معنا ببخشید.

اگر پیگیر باشید همیشه راهی پیدا می شود.

اگر بتوانید پنج یا شش "نه " را تحمل کنید آن وقت قادریدثروتمند شوید و می توانید زندگی دیگران را نیز تغییر دهید ولی افراد غالبا نمی دانند چگونه از پس حتی سه جواب "نه" بر بیایند.

شور و اشتیاق ٬ کلید همه کارهای من است . حتی در صحبت کردنم نیز شور و اشتیاق فراوانی به چشم می خورد.

یک تصمیم واقعی زمانی است که از هر کار دیگری دست بکشیدو فقط به آن چیزی بپردازید که قصد انجامش را کرده اید.

هر اتفاقی که افتاد مسئولیت آن را به عهده بگیرید.

سوال مناسب ٬ زندگی مناسبی را فراهم می آورد. انسانهای موفق کسانی هستند که سوالهای بهتری می پرسند و در نتیجه ٬ پاسخهای بهتری نیز دریافت می کنند.

انسانها با استفاده از امکاناتشان قادرند بهترین کارها را انجام دهند.

شما نظیر همان کسی خواهید شد که وقتتان را با او می گذرانید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 توسط مریم/امینیان |
Blog Skin