
پیام های اعتقادی عاشورا
| توحيد در عقيده و عمل | |
| اعتقاد به مبدا و معاد | |
| اعتقاد به رسالت پيامبر اکرم | |
| اعتقاد به شفاعت | |
| |
پیام های عرفانی کربلا
| بلا و ابتلا | عشق به خدا | ||
| فدا شدن در راه خدا | فوز و رستگاري در کربلا | ||
| قيام براي خدا | مقام رضا و تسليم در کربلا | ||
| نقش اخلاص در کربلا | ياد خدا در کربلا |

عشق زینب بیماری نیست جز فوق جنون
هر که گوید یا حسین بر او سرایت میکند
ای که بیماری چرا نزد طبیبان میروی
خرده نان سفره زینب کفایت میکند
کربلا باشد سفارت خانه حق بر زمین
این سفارتخانه را زینب صدارت میکند
بیرق خون خواه شاه کربلا این مطلب است
اهل عالم گوش باشید این سپاه زینب است
بین الحرمین

تمومه خواب و خيالم توي بين الحرمينه
يه طرف آقام ابوالفضل يه طرف شاهم حسينه

سلام برلبان خشک ودیده ی ترت
سلام بردودست بریده وچشمان غرق درخونت
سلام برقامت رشیدوچهره ی همچون ماهت
سلام بروفاداری وایثاروشهامت وعشقت
السلام وعلیک یاساقی تشنه کام ابالفضل العباس(ع)
ایام شهادت سرور وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین
را به تمامی دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.
- محمّد رحماني
- آثار تربت سرور شهيدان(ع) از منظر رو...
- عليرضا رجالى تهرانى
- آثار و بركات زيارت سيدالشهداء (عليه ا...
- عليرضا رجالى تهرانى
- آثار و بركات مرقد شريف سيدالشهداء (عل...
- رجالي تهراني عليرضا
- آثار وبركات اخلاقي امام حسين ( ع )
- رجالي تهراني عليرضا
- آثار وبركات تربت پاك امام حسين ( ع )
- رجالي تهراني عليرضا
- آثار وبركات زيارت امام حسين ( ع )
- رجالي تهراني عليرضا
- آثار وبركات سياسي امام حسين ( ع )
- رجالي تهراني عليرضا
- آثار وبركات عزاداري امام حسين ( ع )
- رجالي تهراني عليرضا
- آثار وبركات فردي امام حسين ( ع )
-
- محمد حسين باقري
- آموزهها و پيامهاي قيام عاشورا
- عبدالرحمن فقيهي
- آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين ...
- حسين محمّدي
- آموزههاي مكتب حسيني
- مصطفى خليلى
- آموزههاى عرفانى، اخلاقى از مكتب امام...
- عباس کوثري
- آيات اخلاق در سيماى حسينى (ع)
- علي مهدي زيتون
- اثر كربلاء في خطابة آل البيت والتوابي...
شهادت طلبی

در شرایطی که انسانها اغلب برای زنده ماندن بیشتر تلاش میکنند، کسانی هم هستند که درک متعالیتری از فلسفه حیات و کسب مقام والایی که شهیدان راه خدا دارند، حاضرند جان خود را فدا کنند و از شهادت در راه مکتب و دین خود استقبال کنند. به چنین روحیهای که همراه با رهایی از تعلقات دنیوی است، «شهادت طلبی» گفته میشود. مرگ در راه خدا، معاملهای پر سود با آفریدگار است، یعنی جان فدا کردن و به بهشت جاوید رسیدن.
اسلام با مسلح کردن پیروان با ایمان خویش به دیدگاه «اِحدَی الحُسنَيَین»، آنان را چنان بار میآورد که در میدانهای جنگ نیز، چه بکشند و چه کشته شوند، پیروز باشند و به نیکویی دست یابد. اولیاء دین و پیروان خالص آنان این روحیه را داشتند، از این رو از بذل جان در راه اسلام مضایقه نمیکردند.
صحنه عاشورا، شهادت طلبی یاران با ایمان امام حسین علیهالسلام، در عمل تجلی یافت. خود آن حضرت نیز پیشتاز و الگوی این میدان بود. وقتی امام میخواست از مکه حرکت کند، با خواندن خطبهای که از زیبایی مرگ در راه خدا برای جوانمردان سخن میگفت، از افراد خواست هر کس شهادت طلب است و آمادگی بذل جان و خون دارد، همراه ما بیاید: «مَن کانَ باذِلاً فینا مُهجَتَهُ فَلیَرحَل مَعَنا.» (1)
در میان راه، وقتی در پی دیدن خوابی و گفتن «انا لله و انا الیه راجعون»، در گفتگویی که پسرش علی اکبر علیهالسلام با پدر داشت، علی اکبر علیهالسلام به او گفت: وقتی ما بر حقیم، پس چه باک از مرگ؟ «اِذاً لا نُبالی بِالمَوتِ.» این سخن علی اکبر علیهالسلام نیز از تفکر شهادت طلبانه فرزند امام حکایت دارد.
تعبیر امام حسین علیهالسلام از این که اگر ناچار، مرگ برای همگان حتمی است، پس چه بهتر که به صورت شهادت باشد: «فَاِن تَکنِ الاَبدانُ لِلمَوتِ اُنشِاَت، فَقَتلُ امرِءٍ بِالسَّیفِ فِی اللهِ اَفضَلُ» (2) شاهد دیگری از این روحیه در امام است.
پس از برخورد با حُر و ممانعت او از رفتن حضرت به کوفه، با استشهاد به شعری چنین اظهار کرد:
سَاَمضی وَ ما بِالمَوتِ عارٌ عَلی الفَتی اِذا مانَوی خیراً و جاهَدَ مُسلِماً (3)
پیش میروم و مرگ، برای یک جوانمرد ننگ نیست، وقتی که انگیزه خیر داشته باشد و مسلمانانه جهاد کند.
در نقل دیگری آمده است که پس از اشاره به آن اشعار، ضمن آسان شمردن مرگ در راه عزت و احیای حق، فرمود: آیا مرا از مرگ میترسانی؟ تیرت به خطا رفته و گمانت بیهوده است! شما بیش از این نیست که مرا بکشید؛ آفرین به مرگ در راه خدا «... مَرحباً بِالقَتلِ فی سَبیل اللهِ» (4) شعار جاودانه «لا ارَی المَوتَ اِلاّ سَعادَةً (5) نیز کلام نورانی سیدالشهدا علیهالسلام است.
عاشورا، فرهنگ شهادتطلبی را در پیروان اهلبیت زنده ساخت.

استقبال از مرگ در راه عقیده و آرمان، نزد ملتهای دیگر هم ارزشمند و ستودنی است و مردم آزاده چنین مرگی را تقدیس و تمجید میکنند و آن را برتر از زندگی مذلتبار و زیر بار ستم و همراه با ننگ و پستی میشمارند. مرگ سرخ، نوع کمال يافتهتری از حیات است و شهدا زندگان جاویدند. حسین بن علی علیهماالسلام آگاهانه به استقبال این مرگ سرخ رفت. یارانش نیز مانند خود او شهادتطلب بودند. اگر در اظهارات یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا دقت شود، این روحیه در گفتارشان موج میزند و هر یک برخاسته، عشق خود را به کشته شدن در راه خدا و در حمایت از فرزند پیامبر و مبارزه با ظالمان ابراز میکردند. با آن که حضرت بیعت خویش را از آنان برداشت که هر کس میخواهد برود، اما سخنشان چنین بود:
«الحَمدُ للهِ الذی اَکرَمَنا بِنَصرِکَ وَ شَرَّفَنا بِالقَتلِ مَعَک» (6)؛ سپاس خدایی را که با یاری کردن تو ما را گرامی داشت و با کشته شدن همراه تو، ما را شرافت بخشید.
حتی نوجوانی چون حضرت قاسم نیز مرگ را شیرینتر از عسل میدانست و از آن استقبال میکرد.
امام نیز آنان را همینگونه میشناخت. وقتی احساس کرد خواهرش زینب در شب عاشورا اندکی ناآرام است و در پایداری یاران تردید دارد، فرمود: به خدا سوگند آنان را آزموده و امتحان کردهام، اینان شهادت طلبانی هستند که به مرگ انس گرفتهاند، همان گونه که کودک، به سینه مادرش مانوس است. (7)
در همان شب، حضرت عباس علیهالسلام در جمع بنیهاشم از آنان خواست تا نخستین کسانی باشند که به مبارزه میشتابد شما و پیشتازان شهادت باشند.
این، فرهنگ اهلبیت است. در یکی از نیایشهای امام حسین علیهالسلام در همان روز عاشورا چنین میخوانیم:
«اِلهی و سَیَّدی! وَدَدتُ اَن اُقتَلَ و اُحیی سَبعینَ اَلفَ مَرَّةٍ فی طاعَتِکَ و مَحبَّتَکَ، سِيّما اِذا کانَ فی قَتلی نُصرَةُ دینِکَ و اِحیاءُ اَمرِکَ و حِفظُ ناموسِ شَرعِکَ ...» (8)
خدایا! دوست دارم که کشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار، در راه طاعت و محبت تو، به خصوص اگر در کشته شدنم نصرت دین تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شریعت تو نهفته باشد.
شهادت طلبان، تفسیر نوینی از مرگ و زندگی دارند. مثل امام حسین علیهالسلام که فرمود: مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است «مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاةٍ فی ذُلٍّ» (9) به راحتی حاضرند شرافت شهادت در راه حق را بر زندگی چند روزه و گذرا اما در ننگ و بدنامی ترجیح دهند.
آموزش حسین بن علی به آنان این بود که مرگ، تنها پلی است که شما را از سختی و تنگنای دنیا به وسعت آخرت و نعمتهای ابدی در بهشت میرساند؛ «فَمَا المَوتُ اِلاّ قَنطَرَةٌ...» (10) با چنین دیدی بود که در صبح عاشورا با آغاز تیراندازی از سوی سپاه عمر سعد، حضرت خطاب به یاران خویش فرمود: خدا رحمتتان کند! برخیزید به سوی مرگی که چارهای از آن نیست. «قُومُوا رَحِمَکُمُاللهُ اِلی المَوتِ الذی لابُدَّ مِنهُ» (11) و این در واقع فراخوانی به سوی حیات بود، حیاتی جاویدان در سایه مرگ سرخ.
عاشورا، فرهنگ شهادتطلبی را در پیروان اهلبیت زنده ساخت.

امامان نیز این رهنمود را با الهام از عاشورا به یاران و پیروان منتقل میکردند. زائران قبور شهدا و حرم حسینی نیز این عشق به شهادت و آرزوی کشته شدن در رکاب امام و در راه خدا را بر زبان میآوردند. امروز نیز ما در زیارتنامهها این جملات را اظهار میکنیم که:
«کاش من نیز با شما شهیدان بودم و به رستگاری بزرگ میرسیدم.»(12)
پیام شهادتطلبی عاشورا را، رزمندگان اسلام و شهیدان انقلاب اسلامی و جبهههای دفاع مقدس به خوبی دریافتند و از آن در مبارزه با ستم و تجاوز سود بردند. امام خمینی «قدس سره» بیش از همه در احیای این فرهنگ در جامعه انقلابی ما نقش داشت و جوانان را حسینی و عاشورایی بار آورد.
در سخنان و پیامهای حضرت امام، نمونههایی از همان روح حسینی و عاشورایی را میبینیم، که مجموعه این سخنان، خود کتابی مبسوط میشود. ناگزیریم تنها چند جمله را مرور کنیم:
«مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشستهایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند.» (13)
«من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان آماده ساختهام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.» (14)
«خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریّه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.» (15)
«در این انگیزه است که همه اولیاء، شهادت را در راه آن به آغوش میکشند و مرگ سرخ را احلی من العسل میدانند و جوانان در جبههها جرعهای از آن را نوشیده و به وجد آمدهاند.» (16)
پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 44، ص 366.
2- همان، ص 374.
3- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 358.
4- اعیان الشیعه، ج 1، ص 581.
5- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.
6- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 402.
7- همان، ص 407.
8- معالی السبطین، ج 2، ص 18.
9- مناقب، ج 4، ص 68.
10- معانی الاخبار، ص 288.
11- بحارالانوار، ج 45، ص 12.
12- التهذیب، ج 6، ص 65.
13- صحيفه نور، ج 14، ص 266.
14- همان، ج 20، ص 113.
15- صحیفه نور، ج 15، ص 154.
16- همان، ج 21، ص 198.
پیروزی و شکست در زندگي

از اموری که در زندگی انسانها نقش ایفا میکند، نوع دریافت و دیدگاه نسبت به مفاهیم پیروزی و شکست است. در یک مبارزه هدفدار، وقتی اهداف مبارزان تامین شود پیروزند، هر چند خودشان فتح نظامی به دست نیاورند. تحقق هدفها هر چند در زمانی دیرتر یا حتی برای نسل آینده صورت پذیرد، برای مبارزان، پیروزی است. از سوی دیگر، در هر مقطع زمانی، تکلیفی که بر دوش انسان است اگر عملی شود، (عمل به وظیفه) نیز یک پیروزی است هر چند به شکست ظاهری پایان پذیرد.
امام حسین علیهالسلام هدفی جز اعتلای حق و بقای دین و نهی از منکر و مبارزه در راه عزت و کرامت انسانی نداشت. به این هدف نیز رسید، هر چند خود و یارانش در عاشورا به شهادت رسیدند. رسوا ساختن چهره تزویرگرانه امویان، شکستن جو رعب و وحشت در قیام علیه سلطه جور، دمیدن روح احساس تعهد و مسوولیت در برابر اسلام و مسلمین، پدید آمدن انگیزههای جهاد و مبارزه در راه حق، همه از اهداف حسینی در نهضت عاشورا بود و اینها همه تحقق یافت. پس امام حسین، چهره پیروز نبرد عاشورا است.

پس چنان نیست که پیروزی، تنها غلبه نظامی باشد. پیروزی خون بر شمشیر از همین نوع پیروزیهای راستین است. روزی در مدینه، ابراهیم بن طلحه از امام زینالعابدین علیهالسلام سوال کرد که در ماجرای عاشورا چه کسی غالب و پیروز است؟ امام فرمود:
اِذا دَخَلَ وَقتُ الصَّلوةِ فَاَذِّن و اَقِم، تَعرِفُ مَنِ الغالِبُ» (1)؛ چون وقت نماز فرا رسید، اذان و اقامه بگو، خواهی شناخت که پیروز کیست!
این همان پیروزی در قالب تحقق اهداف است، هر چند دیدگان ظاهربین آن را پیروزی نبینند.
از منظر دیگر، آنان که زندگی را همراه با عقیده پاک و درست میگذرانند و در راه آن عقیده فداکاری هم نشان میدهند، اینان پیروزند و به تعبیر قرآن به «اِحدَی الحُسنَيَینِ»- یکی از دو پیروزی - میرسند، چه کشته شوند، چه غلبه یابند. (2)
در دید عاشورایی، شهیدان این راه پیروزند، چون شهادت، فوز اکبر و رستگاری عظیم است و بازماندگان از کاروان شهادت، حیات بی فتح دارند، چرا که از نصرت حق کوتاهی کردهاند و چه شکستی تلختر از این؟
سیدالشهداء علیهالسلام هنگام خروج از مدینه، قلم و کاغذی طلبید و جملهای کوتاه که یک دنیا عظمت و پیام بلند در آن نهفته بود، نگاشت. نامه، پس از نام خدا خطاب به بنیهاشم، تنها همین جمله بود:
«... فَاِنَّ مَن لَحِقَ بی مِنکُم اُستُشهِدَ و مَن تَخَلَّفَ لَم یَبلُغِ الفَتحَ، والسّلام.» (3)
هر که به من بپیوندد، به «شهادت» میرسد و هر کس هم تخلف کند و بازماند، به «فتح» نمیرسد، والسلام!
پينوشتها:
1- امالی، شیخ طوسی، ص 66.
2- مضمون آیه 52 سوره توبه.
3- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 76.
زمزمه عشق چیـــست؟ ذکر ثـــنای حســـــــــین.
کعبه دلـــها کجاســـت؟ کربـــبــلای حســـــــــین.
موضوع : تصاویر / بدون شرح
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 8:37 توسط آرزو - كلاهچی |

موضوع : تصاویر / بدون شرح
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 7:18 توسط آرزو - كلاهچی |
موضوع : تصاویر / بدون شرح
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 16:8 توسط آرزو - كلاهچی |
راههاي ورود به سرداب یکی از راه حياط حرم و ديگري از داخل صحن نزديک ضريح است که برای عدم هجوم زائرين بسته است
فرصت دهيد گريه کند بیصدا٬ فرات با تشنگان بگويد از آن ماجرا٬ فرات

سنگ باشي ، آب خواهي شد ... صـــدا را بشنوي
موضوع : مطالب عاشورایی
| +| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 10:38 توسط مریم/امینیان |
واقعه عاشورادر چارچوب سیر تکاملی بشر در مسیر تعریف شده پروردگار متعال است ،عاشورا اتفاق افتاد چون خواست خدا بود ، چون نیاز آیندگان بود، درسهای عاشورا، به وسعت عالم که امتداد آن عاشوراست وانتهای آن بی نهایت،درسهای عاشورا برای زمان خودش نبود،منطق این جمله در آنجاست که قیام امام حسین {ع} در زمان خودش شکست خورد،وکفّار در پیکار با امام حسین {ع}و یارانش فخر می کردند و اینکه اسرار بر آن داشتند که محق اند، ولی هر چه از زمان عاشورا فاصله می گیریم ،پیروزی امام حسین {ع} ویاران با وفایش نمایان می شود، و درسهای آن آشکار ،واقعه عاشورا یک معجزه الهی بود که بدست امام حسین {ع}و یارانش به سر انجام رسید، معجزه ای که انسانها را از خواب بی عدالتی پریشان کرده و درسهای ظلم ستیزی وآزادی خواهی بدهد،و برای انسانهای جهان بعد از خودش را به زندگی شرافتمندانه وخدا خواهانه و آزادانه دعوت کرد ،پیام عاشورا در هر زمان انسانها را به چالش وتأمل واداشت تا در مسیر تکامل بشریت،تکاملی که مورد نظر خداوند متعال است قرار بگیرند.
موضوع : مطالب عاشورایی
| +| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 10:6 توسط مریم/امینیان |

آنها كه تن به هر ذلتى مىدهند تا زنده بمانند، مردههاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمدهاند و مرگ خویش را انتخاب كردهاند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكردهاند و مردهاند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زندهاند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمىبیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مىبیند، حس مىكند و مرگ كسانى را كه به ذلتها تن دادهاند تا زنده بمانند، مىبیند
(دكتر شريعتي)
موضوع : سخن بزرگان وجملات زیبا
| +| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 10:4 توسط مریم/امینیان |
غم از اینکه در سوگ بزرگ مردی می نشینیم ،که سید جوانان بهشت هست ،
وعزیز پیامبر وزهرا وخون خدا..........
وعزا ونوحه کردن برای چنین مردی می سزد..............که از چشمها خون بارید .
وعبرت اینکه ،بدانیم تنها گذاشتن رهبران ،باعث از بین رفتن ایشان ودر نتیجه
محروم شدن جامعه از فیض وجودشان می شود .
این ایام حزن وعزا را به ولی عصر صاحب الزمان (َعج ) و مسلمانان جهان وبه خصوص شیعیان
ان حضرت تسلیت عرض می کنم .
http://www.sharemation.com/neka86/hossain%20jan20.mp3
کد نوحه ای است که می توانید در
وبلاگ در ایام محرم استفاده کنید .
http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=11070
این هم لینک تبیان مخصوص محرم
موفق وموئید باشید .
عزاداری شما همه قبول درگاه خدای مهربان
والحمدلله رب العالمین
موضوع : مطالب عاشورایی
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 18:48 توسط مریم/امینیان |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
|
موضوع : دعاهای قرآنی و احادیث نبوی
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 16:21 توسط آرزو - كلاهچی |
هر قطره خون در رگهايم نام تو را فرياد مي زند يا حسين !***جان را چگونه در بدن توان ايستادن است وقتي که جسم پاره پاره تو را به ياد مي آورم يا حسين !****جسم من از جسم تو گرانتر نيست ****و خون من از خون تو پر بهاتر نيست ***فداي لب تشنه ات يا حسين

اي ماه خون بار ديگر از راه رسيدي و با نسيم گرم کربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني , دوباره سکوت تاريخ را درهم شكستي و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد كردي
موضوع : به نقل از وبلاگ ........
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 15:38 توسط مریم/امینیان |
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
سلام بر حسین (ع)
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام
روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )
روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام
روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام
روز پنجم محرم : اصحاب و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام
روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام
روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام
روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام
روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام
روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان
روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا
روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه
موضوع : مطالب عاشورایی
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 15:20 توسط آرزو - كلاهچی |
نام پدر و مادر: امام على بن ابيطالب و حضرت فاطمه زهرا
شهرت: سيد الشّهداء
كُنيه: ابا عبداللَّه
زمان و محلّ تولّد: سوّم شعبان سال 3 هجرت در مدينه
زمان و محل شهادت: روز عاشوراى سال 61 ه.ق در كربلاء در سن 57 سالگى.
مرقد شريف: در كربلاء مقدّس.
دوران زندگى: در چهار بخش: 1 - عصر رسول خداصلى الله عليه وآله )حدود 6 سال( 2 - دوران ملازمت با
پدر )حدود 30 سال( 3 - ملازمت با بردارش امام حسن )حدود ده سال( 4 - مدت امامت: ده سال
مولود خجسته پگاه روز سوّم شعبان از سال سوّم هجرت يكى از درخشانترينوزيباترين سحرگاهان به
شمار مىرود.چرا که مولودى فرخنده پا به عرصه وجود گذاشت در واقع خداوند او رابرگزيد تا تداوم بخش
رسالت و مقتداى امّت باشد و انسانها را ازتاريكيهاى جهل و بندگى برهاند.
موضوع : مطالب عاشورایی
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 15:19 توسط آرزو - كلاهچی |
خوش آن سری که در آن سر بود هوای حسین (ع)
خوش آن دلی که در آن دل بود ولای حسین (ع)
عاشقان كم كم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احياي محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بيرق را فراهم كرده اند
فكر چاي روضه و قند و گلاب افتاده اند
كودكان را در ميان كوي و برزن ديده اي؟
در بناي تكيه ها از خورد وخواب افتاده اند
اين فراخوان محرم مرزها را هم شكست
ارمني ها در پي اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زينب خودش ياري كند
از بيان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسي را غنيمت بشمريد
چون شماري در مسير انتخاب افتاده اند
ميزبان زهرا كه باشد نان به هر كس مي رسد
دانه ها كم كم به زير آسياب افتاده اند
موضوع : مطالب عاشورایی
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 15:4 توسط آرزو - كلاهچی |
![]()

![]()
موضوع : به نقل از وبلاگ ........
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 15:2 توسط مریم/امینیان |

یك مرد بود ، كه تنها بود .
یك زن بود كه او هم تنها بود.
زن به آب رودخانه نگاه می كرد و غمگین بود.
مرد به آسمان نگاه می كرد و غمگین بود.
خدا غم آنها را می دید و غمگین بود.
خدا گفت : شما را دوست دارم . پس همدیگر را دوست بدارید و با هم مهربان باشید.
مرد سرش را پایین آورد . مرد به آب رودخانه نگاه كرد و در آب زن را دید. زن به آب رودخانه نگاه می كرد ، مرد را دید.
خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند. خدا خوشحال شد و از آسمان باران بارید.
مرد دستهایش را بالای سر زن گرفت تا زیر باران خیس نشود. زن خندید.
خدا به مرد گفت:به دستهای تو قدرت می دهم تا خانه ای بسازی و هر دو در آن آسوده زندگی كنید.
مرد زیر باران خیس شده بود . زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت .
مرد خندید.
خدا به زن گفت: به دستهای تو همه زیبایی ها را می بخشم تا خانه ای را كه او می سازد ، زیبا كنی.
مرد خانه ای ساخت و زن خانه را گرم و زیبا كرد. آنها خوشحال بودند .
خدا خوشحال بود.
یك روز زن پرنده ای را دید كه به جوجه هایش غذا می داد .دستهایش را به سوی آسمان بلند كرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند . اما پرنده نیامد. پرواز كرد و رفت و دستهای زن رو به آسمان ماند.
مرد او را دید . كنارش نشست و دستهایش را به سوی آسمان بلند كرد.
خدا دستهای آنان را دید كه از مهربانی لبریز بود .
فرشته ها در گوش هم پچ پچی كردند و خندیدند.
خدا خندید و زمین سبز شد.
خدا گفت : از بهشت شاخه ای گل به شما خواهم داد.
فرشته ها شاخه گلی به دست مرد دادند .
مرد گل را به دست زن داد و زن آن را در خاك كاشت . خاك خوشبو شد.
پس از آن كودكی متولد شد كه گریه می كرد . زن اشك های كودك را می دید و غمگین بود.
فرشته ها به او آموختند كه چگونه طفل را در آغوش بگیرد و از شیره جانش به او بنوشاند.
مرد زن را دید كه می خندد و كودكش را دید كه شیر می نوشد.
بر زمین نشست و پیشانی بر خاك گذاشت.
خدا شوق مرد را دید و خندید.
وقتی خدا خندید ، پرنده بازگشت و بر شانه مرد نشست.
خدا گفت:با كودك خود مهربان باشید تا مهربانی را بیاموزد. راست بگویید تا راستگو باشد. گل و آسمان و رود را به او نشان دهید تا همیشه به یاد من باشد.
روزهای آفتابی و بارانی از پی هم گذشت.
زمین پر شد از گلهای رنگارنگ و لابلای گلها پر شد از بچه هایی كه شاد دنبال هم می دویدند و بازی می كردند.
خدا همه چیز و همه جا را می دید.
خدا دید كه در زیر باران مردی دستهایش را بالای سر زنی گرفته است كه خیس نشود.
زنی را دید كه در گوشه ای از خاك با هزاران امید شاخه گلی را می كارد.
خدا دستهای بسیاری را دید كه به سوی آسمان بلند شده اند و نگاه هایی كه در آب رودخانه به دنبال مهربانی می گردند و پرنده هایی كه ...
خدا خوشحال بود چون دیگرغیر از او هیچكس تنها نبود.
موضوع : داستان های زیبا
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:57 توسط آرزو - كلاهچی |
پدال گاز را بيشتر فشار دادم و با سرعت بيشتري در حركت شدم از شيشه افراد پياده در خيابان و گاه نشسته در كناري را مي ديدم،
مسير پر از سرعت گير هايي بود كه مرا مجبور به كاستن سرعتم مي كردن و اين خود مايه عصبانيت من مي شد!
اين شد كه تصميم گرفتم روي سرعت گير ها ترمز نگيرم.
تنها در ماشين نشسته بودم و به كار هايم فكر مي كردم و دلخوش به صداي راديو!
آخ! بازم سرعت گير!!!
مي خواستم موج راديو را عوض كنم ناگهان با پيچ تندي مواجه شدم و با آن سرعت ماشين از كنترل من خارج شد و ديگر هيچ نفهميدم!
الان فلج هستم و مي نويسم كه با سرعت رانندگي نكنيد!
در زندگي گاه با انسانهايي مواجه هستيم كه نام اسلام را يدك مي كشند و از آن هيچ نمي دانند و شايد مي خواهند ندانند، كه راحت تر برانند.
انسانها در زندگي به گونه هاي مختلفي مسير خود را طي مي كنند يكي با وسيله اي سريع، يكي پياده و گاه يكي نشسته نشسته
ما كه در مسير اسلام بي وسيله نيستيم
خداوند تمام نياز ها براي طي مسير در اختيارمان قرار داده و كتابي روشن به نام قرآن و راهنمايي به نام اهل بيت(عليهم السلام)
و گاه خود بايد متوقف شويم و مراقبه كنيم چگونه راه را طي كرديم؟!
زماني هم كه مسيري اشتباه را با سرعت طي كرديم با سرعت گير توبه خود را متنبه مي كنيم.
آنجا بايد احترام بگذاريم و توجه كنيم كه آن هشداري است براي ما نه آزار!
براي اينكه سالم بماني و گاه حق ديگران را پايمال نكني
در زندگي بايد هم صحبت داشت كسي كه نصيحتت كند و هواي تو را در غفلت ها و نگراني ها داشته باشد
در زندگي نمي توان سر پايين و بدون توجه به اطراف حركت كرد
چرا كه سرانجامي دارد به نام مرگ كه عمل بعدش هيچ فايده اي ندارد جز حسرت!
خيلي از مواقع بايد بشينيم و كمي به گذشته خود فكر كنيم گاه بايد ترمز بگيريم و گاه سرعت!
در زندگي بايد به عابر پياده ها هم احترام گذاشت...
منبع:سایت یا حق
موضوع : به نقل از وبلاگ ........
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:22 توسط مریم/امینیان |
« آنچه را که مي دانيد زير پا نگذاريد.اين تمام عرفان است »
موضوع : سخن بزرگان وجملات زیبا
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:16 توسط مریم/امینیان |
هفت روزاست که زمین را شخم می زنیم،
همه گندم های ممنوعه را کاشتیم وجاودانگی نرویید.
غروب هفتم است؛غروبی که فهمیده ایم این زمین مرده استعداد رویش
هیچ چیزرا ندارد،امشب هفتمین شب است،
خبرساده وکوتاه است:"آب را بسته اند."
خسته ازهفت روزچنگ زدن به خاک به خیمه می رسیم؛
آهسته زیر لب می گوییم:"یا قمربنی هاشم!"
همه برمی گردند.ناگهان حیرت زده به ما خیره می شوند،
همه آنهایی که ارتباط این اسم را با آب نمی دانند!
امشب هفتمین شب است؛شب دل بستن به عشق وخبر ساده و کوتاه است:عشق را پوچ کرده اند،عشق دروغ شده است؛کوچک؛درابعادی حقیرکه حتی نمی شود آن را شناخت.
ما خودمان را چسبانده ایم به خنکای کف خیمه سقا
و صدا می زنیم:"یا ابا فاضل" و حیرت می کنند
همه آنهایی که ارتباط این لقب را با عشق نمی دانند
موضوع : تبریک / تسلیت / اعیاد ومناسبت ها
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:9 توسط مریم/امینیان |
خدايا!
مرا چنان كن كه در آنچه تو برايم به تأخير انداخته اي ، شتاب
نكنم و نه آنچنان كن كه خواهان به تـأخير انداختن آن چيزي
باشم كه تو برايم شتاب كرده اي .
دعای عرفه
موضوع : به نقل از وبلاگ ........
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 13:34 توسط مریم/امینیان |
*که گاهی حق داری عصبانی شوی ، اما حق نداری ظالم باشی.
*که مدارک قاب شده نمی تواند از تو انسانی شایسته بسازد.
*که اگر آن گونه که تو می خواهی دوستت ندارد،به این معنی نیست که در عشق او نقصی است.
*که بلوغ به تجربه های تو مربوط است و درس هایی که از آن ها گرفتی ، نه به سالهای عمرت.
*که زندگی ات می تواند در یک لحظه توسط کسا


