تبليغاتX
قلم واندیشه
قلم واندیشه
قلم و اندیشه در مهر و مهرورزی

اینگونه زندگی کنیم : 

 

ساده اما زیبا/ مصمم امابی خیال / متواضع اما بی ریا / عاشق اما عاقل

 

 . 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |
1- اگر مایلی بهترین بنده خدا باشی ازکارهای زشت دوری بکن واگر مایلی از همه مردم بی نیاز شوی به آنچه که خداوند دراختیار تو قرار داده راضی باش.
(نهج الفصاحه)
2- همه همت خود را صرف امور آخرتی وهمیشه ماندنی بکن .(نصایح،ص30)
3- مواظب گذشت عمر باش وخودت را برای رفتن آماده بکن .
(نصایح،ص31)
4- دیدارت باید دیگران را به یاد خدا افکند .
(همان،ص31)
5- گفتارت باید بر علم دیگران بیافزاید .                                  
(نصایح، ص 31)
6-باید همواره دیگران را به انجام کارهای خیر دعوت بکنی .
(نصایح،ص31)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |
محبوبترین اعمال نزد خدا شاد کردن دل مومن است.
بردباری در زمان خشم مشکل ترین ولی با ارزشترین کارهاست.
هیچ شهرتی پایدار تر از نیک نامی نیست.
شجاعت مانند عشق از امید تغذیه می کند.
دل بستن به دنیا دل بستن به پوچی هاست.
راز موفقیت این است که پیوسته هدفی را دنبال کنید.
با آنچنان عشقی در قلبت زندگی کن که احیانا اگر به جهنم رفتی، خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.
نباید اجازه بدهیم روحمان به وسیله افسوس و پشیمانی ساییده شود.
دوران کهنسالی ما به روش زندگیمان بستگی دارد.
تنها وظیفه انسان عشق ورزیدن است.
آنجا که امکان نفرت هست امکان عشق هم هست، فقط کافی است ار میان این دو، یکی را انتخاب کنیم.
آرزو هایتان را جدی بگیرید.
در زندگی لحظه هایی هست که بیش تر نیازمند شجاعتیم تا احتیاط.
ما همیشه می توانیم چیزی را که می خواهیم به دست بیاوریم
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |
پوزش و عذرخواهی دلیل خردمندی است.
امید سرابی است که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت.
خونسردی بزرگترین صفت یک فرمانده است.
تمام شان و عظمت یک انسان در فکر است.
پیش از پیری جوانی و پیش از بیماری تندرستی را دریاب.
نگذارید موریانه نگرانی ، بنای زندگیتان را واژگون کند.
هیچ تنهایی وحشتناک تر از تکبر نیست.
مرد بزرگ کسی است که در سینه خود قلبی کودکانه داشته باشد.
هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار.
نهال دوستی واقعی آهسته رشد می کند.
دنیا گلی است که گلبرگهایش خیالی و خارهایش حقیقی است.
آنچه که پیش از مرگ انسان را می کشد نومیدی است.
با داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید.
سخنان شیرین زحمتی ندارند ولی فواید بی شماری به شما می رسانند.
اگر به کسی اعتماد نداری از او پرهیز کن.
سکوت گاه هزاران معنی در بر دارد که از گفتن به دست نمی آید.
شناختن وظیفه کار مشکلی نیست ولی انجام وظیفه مشکل است.
نگاه مکن چه کسی سخن می گوید ، ببین چه می گوید.
کسی که به خود اطمینان دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد.
به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.
آخرین چیزی که انسان گناهکار از دست می دهد ، امید است.
سعادت حقیقی را در عشق جستجو کن.
خاموشی زبان تندرستی انسان است.
سعادت عادت است، آنرا پرورش دهید.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |
.. جبران خليل جبران ..
 
تعلبم و تربيت ، دانه اي در درون شما نمي کارد ، اما دانه هاي شما را مي روياند.
تعليم و تربيت ، دانه را آبياري مي کند ، اما از پيش خود دانه اي به شما نمي دهد.
در تعليم و تربيت ، ذهن به تدريج از تجربيت علمي به نظريات عقلاني ، تجربه معنوي و
 سپس به سوي خدا رهسپار مي شود.
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند.

بعضي‌ها حمال كتابند،

بعضي‌ها بقال كتابند،

بعضي‌ها انبارداركتابند،

بعضي‌ها كلكسيونر كتابند

بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،

بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند،

بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند،

بعضي‌ها را بايد قاب گرفت،

بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد،

بعضي‌ها را بايد به آب انداخت،

 و......

 و.......

وبعضی هارا بایدبرروی دودیده گذاشت وستود. 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |

همانند آب باش . . .

 

جاری و سيال و رونده

 

آنچنان جاری باش که هرگز گرد پليدی بر تو ننشيند

 

که هر چه گل باشد در تو شسته شود اما تو همچنان پاک و کامل باقی بمانی...

 

 

 

 

رودخانه باش

 

به هر کجا که بايد سرک بکش

 

اما طنين سياليت خود را هرگز به فراموشی مسپار

 

يک رودخانه خاموش و بی تحرک چه کسی ديده است

 

 

 

 

به آبشار نگاه کن

 

آنچنان خروشان است که اگر ساعتی را کنار آن بگذرانی

 

آرام آرام خواهی ديد که صدای غرش آن ديگر شنيده نمی شود

 

و اين يعنی تنها ماندن در عين غران و خروشان بودن

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |

 

آرزوهاتو یه جایی یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه .

خدا یادش نمیره ؛

ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده .

 

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |

گفتم:در گروه خودتان چه کاره ای؟

گفت:دروازه بان دلم!

گفتم: این هم شد کار؟ چرا به خط حمله نمی روی؟

گفت: فکرم از دروازه بان مطمئن نیست. دلم یک دروازه است .اگر کنترل نکنم می بینی که پی در پی گل میخورم!

گفتم مثلا چه گلی؟

گفت: گل گناه،گل هوس،گل غرور، گل دوستی های حساب نشده، گل غفلت از آینده و آخرت!

گفتم:چه طور است جمع شویم و با "تیم ابلیس" مسابقه بدهیم؟

گفت:به شرط اینکه خودم دروازه بان باشم، چون می دانم که از چه زاویه ای "توپ گناه" را به طرف "دروازه دل" شوت می کند.

گفتم: قبول، ولی از کجا این تجربه را کسب کرده ای؟

گفت: زیاد دیده ام که حمله ی ابلیس از زاویه ی "غفلت" است و " غرور"

وقتی چراغ "یاد" خاموش می شود، غرور به دشمن ما "گرا" میدهد، آنگاه دروازه ی دل را می گشاید!

شیطان، حریف قَدَری است! نمی شود آن را دست کم گرفت!

گفتم: پس تو " خط دفاع" را بیشتر دوست داری؟

گفت: اگر آدم نتواند دفاع خوبی داشته باشد، مهاجم خوبی هم نخواهد بود!

گفتم: دیگر کدام زاویه را باید مراقب بود؟

گفت: زاویه ی دل را!!

نشنیده ای که شاعر می گوید:

خواهی نخوری ز تیم ابلیس شکست ***باید به دفاع از دل و دیده نشست

چون شوت شود به سوی دل توپ گناه***دروازه دل به روی آن باید بست

گفتم:دروازه بانی هم عجب لذتی دارد!

گفت: به شرط آنکه گل نخوری و حمله ی شیطان را دفع کنی!

به همین جهت "جهاد با نفس" بالاترین مبارزه هاست!

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |
عشق من پائيز آمد مثل پار ... باز هم ما باز مانديم از بهار...

     بايد از فقدان گل خونجوش بود ... در فراق ياس مشكي پوش بود ...

     ياس بوي مهرباني مي دهد ... عطر دوران جواني مي دهد ...

     ياسها يادآور پروانه اند ... ياسها پيغمبران خانه اند ...

    ياس را يك شب گل ايوان ماست ... ياس تنها يك سحر مهمان ماست ...

    ياس را آئينه ها رو كرده اند ... ياس را پيغمبران بو كرده اند ...

   ياس بوي حوض كوثر مي دهد ... عطر اخلاق پيمبر مي دهد ...

  حضرت زهرا دلش از ياس بود ... دانه هاي اشكش از الماس بود ...

  داغ عطر ياس زهرا زير ماه ... مي چكانيد عطر حيدر را به چاه ...

  عشق محزون علي ياس است و بس ... چشم او يك چشمه الماس است و بس ...                  اشك مي ريزد علي مانند رود ... بر تن زهرا گل ياس كبود

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 توسط آرزو - كلاهچی |
Blog Skin