تبليغاتX
قلم واندیشه

قلم واندیشه
آن سوی دلتنگی‌ها خدایی هست که داشتنش جبران همه‌ی نداشتن‌هاست
قالب وبلاگ
لینک دوستان
خدا تنها روزنۀ امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود...
تنها کسی است که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد...
با پای شکسته هم می توان سراغش رفت...
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر می خرد...
تنها کسی است که وقتی همه رفتند، می ماند...
...
... وقتی همه پشت کردند، آغوش می گشاید...
وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود...
و تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام می گیرد، نه با تنبیه کردن...


موضوعات مرتبط: گفته اند که ؟
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 19:34 ] [ آرزو - كلاهچی ]
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن .

از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن
همانطور که من انجام دادم ...

بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

موضوعات مرتبط: آیا می دانید که ؟
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 11:18 ] [ آرزو - كلاهچی ]
خدایا با شروع سال جدیدهرکس به یادم هست به یادش باش
اگر کنارم نیست کنارش باش
اگر تنهاست پناهش باش
و اگر غم دارد غمخوارش باش
خداوندا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم
... و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم
خداوندا عزیزانی دارم رسمشان معرفت و یادشان صفای دل
پس آنگاه که دست نیاز سوی تو می آورند
پر کن از آنچه در مرام خدایی توست

موضوعات مرتبط: تبریک / تسلیت / اعیاد ومناسبت ها
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 9:10 ] [ آرزو - كلاهچی ]
حبیبا , سال نو را , سال نور و عاشقی فرما
خدایا باور افسردگان را , چون بهاران , زندگانی ده
و روح خستگان را هم , خروشی جاودانی ده
کویر قلب تنهایان , به مهری آبیاری کن
به کوی بی کسان, یک مهربانی , آشنایی را , تو راهی کن
هر آن کس را که با هجر عزیزی امتحان کردی
به یاد خاطراتش , عاشقانه زندگی کردن , تلافی کن
بکوبان با سر انگشتان مهری , کوبه ی در های غربت را
بسوزان ریشه های سرد نفرت را
حبیبا سال نو را , سال نور و عاشقی فرما
بزرگا, زندگی کردن , نشانم ده و راه و رسم دل دادن , ستاندن , پیش پایم نه
به کامم لذت با هم نشستن , مهر ورزیدن عنایت کن
فهیم ارزش هر لحظه ام گردان
بدانم، خنده در آیینه , بس زیباست
بفهمم بغض در آدینه , دست ماست
بخوانم با قناری ها , خدا اینجاست
بجویم من خدایم , چون که حق زیباست
حبیبا , سال نو را , سال نور و عاشقی فرما
عزیزا هفت سین عیدمان راسایه سار سبز سیمای سحرخیزان سرو اندیش ساعی , مرحمت فرما
تو خار هر کدورت را به گلبرگ گذشتی , بی اثر گردان
چکاوک را تو یاری کن به آوازی , دل همسایه مان را , شاد گرداند
شقایق راکه دشت لخت و عریان , شعله پوشاندبه خوشبختی , نشان کوچه ی بن بست ما را ده
نشان مردم این شهر را , یاد بهار آور
خدایا, در طلوع سال نو آغاز راه سبز فردا ها
تو قلب هر مسافر را , به نور معرفت آگه به رمز و راز زیبای سفر فرما
بفهمان زندگی بی عشق , نا زیباست
که قدر لحظه هادر لحظه , نا پیداست
حبیبا , سال نو را , سال نور و عاشقی فرما

موضوعات مرتبط: شعر
[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 17:23 ] [ آرزو - كلاهچی ]
پروردگارا، در این روزهای پایانی سال، به خواب دوستانم آرامش، به بیداریشان آسایش، به زندگیشان نشاط، به عشقشان ثبات، به عهدو مهرشان وفا، به عمرشان عزت، به رزقشان برکت و به وجودشان صحت عطا بفرما... آمین
موضوعات مرتبط: پیامک های خواندنی
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 7:48 ] [ آرزو - كلاهچی ]
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟
تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد
و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟
تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟
تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟
تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟
تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی
ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است
تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!
ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟
نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!
تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟
نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟
جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی

"کیوان شاهبداغی"

موضوعات مرتبط: شعر
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 7:24 ] [ آرزو - كلاهچی ]
ای همهمۀ نام
ای خلوت اوهام
ای ماه دل افروز
ای شام سیه فام
خورشیدم و خاموش
دریایم و آرام
چشمی که جدا ماند
از شاخۀ بادام
اشکی که فرو ریخت
در آینۀ جام
نامم همه جا رفت
پیغام به پیغام
از قونیه تا بلخ
از تیمره تا شام
در گشت و گذارم
از عقل به اوهام
نزدیکم و دورم
چون کفر به خیام
شایستۀ تحسین
سیلی خور دشنام
بازیچۀ تقدیر
فرسودۀ ایام
پلکی بزن ای مرگ
تا پَر کشم از بام

فاضل نظری

موضوعات مرتبط: شعر
[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 9:9 ] [ آرزو - كلاهچی ]


از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند


سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند


سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند


سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها
چـون دوست ِ واقعی هستند

موضوعات مرتبط: از هر دری سخنی
[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 16:42 ] [ آرزو - كلاهچی ]
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هر کسی می خواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه دهد شرط وارد گشتن شستشوی دل هاست شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می كوبم با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا كه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست كجاست؟؟

موضوعات مرتبط: شعر
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 19:33 ] [ آرزو - كلاهچی ]
بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم....

موضوعات مرتبط: شعر
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 19:24 ] [ آرزو - كلاهچی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای زیستن، آنگونه که اهل آیین و خرد شایسته می‌دانند، تأمل لازم است، انبوهی محبت، کوله باری صبر، دریایی دل، آسمانی امید، سر سوزنی ناز ...

دوستان و همراهان گرامی: سلام

این وبلاگ در مورد نقش و تأثیر خانواده در ابراز محبت و مهرورزی شروع به کار نمود و از اواخر تیر ماه 86 به نام قلم و اندیشه تغییر نام داد. امیدوارم بتوانم اندیشه‌های زیبایی را در اینجا ثبت نمایم. اندیشه و نوشته‌هایی که منتظر نظرات سبز شماست.

×××××

از طریق وبلاگ با دوستان و همکاران زیادی آشنا شده‌ام از این‌که با نظراتشان مشوق من هستند و راهنماییم می‌کنند بسیار خرسندم و برای تک تکشان آرزوی بهروزی و موفقیت را از خداوند بزرگ دارم.

×××××

همیشه سبز و چونان آب جاری و هدفمند باشید.
امکانات وب
<"http://www.ehda.ir">

JavaScript Codes

كد تقويم

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
Your First Name:

ایران رمان